1365ـ1395)، احتمالاً اين او بود كه منشور تأسيس آن دانشگاه و اجازهٴ تأسيس يك دانشكدهٴ الٰهيات را از پاپ روم بهدست آورد (1384). باقي عمرش را در وين گذراند، در يازدهم فوريهٴ 1397 در آن شهر وفات يافت و در كليساي سنت اشتفان به خاك سپرده شد.
2. هاينريش فون هسن كوچك. در صورتيكه لانگنشتاين را هاينريش هسني (اهل هِسِن) بناميم، لازم است كلمهٴ ((بزرگ)) را هم اضافه كنيم، تا از هاينريش هسني كوچك تميز داده شود.
اين دو تن غالباً با هم اشتباه شده و آثار يكي را اشتباهاً به ديگري نسبت دادهاند.
هاينريش هسني كوچك در پايان سدهٴ چهاردهم و آغاز سدهٴ پانزدهم در دانشگاه هايدلبرگ به تحصيل و تدريس فلسفه و الٰهيات پرداخت. در نويهاوزِن نزديك وُرمْس كانن بود. در سال 1414 به سلك كارتوسيان درآمد؛ در دوازدهم اوت 1427 هنگامي كه ناظم صومعهٴ كارتوسي مونيكهاوزن در نزديكي آرنهايم در گِلدِرلاند بود، درگذشت.
وي تفسيرهايي بر تورات و بر كتاب عبارات، رسالهاي در سياست، رسالهاي براي اعترافنيوشان نوشت، كه اين آخري همراه با يكي ديگر از آثارش در سال 1483 چاپ شد.
3. آثار لانگنشتاين. اما هاينريش هسني بزرگ داراي آثار فراواني است. تعداد اين آثار چندان زياد و موضوعاتش چنان با بحث ما مغاير است كه ضرورتي به برشمردن همهٴ آنها نيست. ف. روث آنها را به ده گروه تقسيم كرده است: الف) نجومي، 7؛ ب) تاريخي و سياسي، 18؛ ج) ديني و جدلي،
7؛ د) شرح و تفسير، 4؛ ه) اصول و احكام، 17؛ و) اخلاق، 50؛ ز) مواعظ، تعداد ذكر نشده؛ ح) نوشتههاي مربوط به رويدادهاي روز و نامهها، 12؛ ط) پيشگوييها، 2؛ ي) پزشكي، 2؟؛ كه جمعاً بالغ بر 119 اثر ميشود، كه 12 اثر مجعول را هم ميتوان به آنها افزود. آثاري را كه مورد توجه خاص خوانندگان ماست در بخشهاي زيرين مورد بررسي قرار ميدهيم. فهرست روث ناقص و گمراهكننده است (مثلاً يكي از مهمترين آثار نجومي لانگنشتاين تفسيرش
بر سفر پيدايش است)، ولي اين فهرست تصويري از گوناگوني فعاليت لانگنشتاين عرضه ميكند.
4. فلسفه. از آنجا كه مهمترين اثر فلسفي لانگنشتاين يعني سوٴالات درباب
چهار مقالهٴ كتاب عبارات پطروس لومباردي، هنوز منتشر نشده و مورد پژوهش قرار نگرفته، تعريف دقيق فلسفهٴ او دشوار است، ولي او از جملهٴ پيروان منطق جديد، يعني ويليام آكمي در برابر فلسفهٴ اسكوت و توما بود، گرچه از نوع بسيار معتدل آن.
5. رياضيات. با اينكه هيچ نوشتهٴ رياضي به او نسبت داده نشده است، جا دارد بهعنوان معرف رياضيات در وين در تاريخ رياضيات از وي ياد شود؛ و البته اين از وين بود كه رياضيات به سراسر آلمان انتشار يافت؛ يعني وي آغازگر سنّتي بود كه اهميت زيادي يافت. در اين مورد
¿ اظهارات گئورگ تانشتِتِر (حدود 1480ـ1530) در سال 1514، و پير دو لارامه(1515ـ1572) كه اندكي بعد بيان كرده است.